2

کوکو شنل

برند جهانی کوکوشنل
بازدید 1105

دوره‌ای وجود داشت که خانم‌ها از لباس‌هایی با دامن بلند، بزرگ و پف‌کرده و گن‎های خیلی سفت و سوتین‌های لایه‌دار استفاده می‌کردند. بیاید خودمون رو توی اون موقعیت تصور کنیم. اونوقت هرروز به کسی نیاز داشتیم تا در لباس پوشیدن به ما کمک کنه؛ همینطور حرکت کردن یا حتی نشستن با اون حجم از لباس واقعا سخت میشد.

تا این که بالاخره یک خانم طراح تصمیم گرفت ساختارشکنی کنه و با لباس‌هایی که طراحی می‌کنه اجازه راحت‌تر لباس پوشیدن، حرکت کردن و فعالیت کردن در اجتماع رو به خانم‌ها بده. اون زن کسی نبود جز کوکو شنل.

بیوگرافی کوکو شنل

دوره‌ای وجود داشت که خانم‌ها از لباس‌هایی با دامن بلند، بزرگ و پف‌کرده و گن‎های خیلی سفت و سوتین‌های لایه‌دار استفاده می‌کردند. بیاید خودمون رو توی اون موقعیت تصور کنیم. اونوقت هرروز به کسی نیاز داشتیم تا در لباس پوشیدن به ما کمک کنه؛ همینطور حرکت کردن یا حتی نشستن با اون حجم از لباس واقعا سخت میشد.

تا این که بالاخره یک خانم طراح تصمیم گرفت ساختارشکنی کنه و با لباس‌هایی که طراحی می‌کنه اجازه راحت‌تر لباس پوشیدن، حرکت کردن و فعالیت کردن در اجتماع رو به خانم‌ها بده. اون زن کسی نبود جز کوکو شنل.

بیوگرافی کوکو شنل

کوکو شنل (Gabrielle Bonheur “Coco” Chanel) در 19 آگوست سال 1883 در یک بیمارستان خیریه‌ای در فرانسه به دنیا اومد. کوکو فرزند دوم زِن دِوُل (Jeanne Devolle) و آلبرت شنل (Albert Chanel) بود. پدرش، آلبرت، یک فروشنده دوره‌گرد بود. بیشتر لباس زیر می‌فروخت. مادرش زنی رخت‌شور بود.

وقتی گابریله کودک بود بخاطر بیماری سل مادرش رو در حالی که فقط 32 سال داشت، از دست داد. بعد از اون پدرش، سه تا برادرش رو به عنوان کارگر برای مزرعه های اطراف فرستاد. همچنین گابریله و خواهر بزرگترش رو راهی صومعه آبِزین (Aubazine) کرد که در اون جا از بچه‌های یتیم نگهداری میشد.

با این که زندگی در صومعه برای گابریله بدون حضور پدر و مادرش سخت بود، اما در عین حال یکی از نقاط عطف زندگیش محسوب می‌شد؛ چون که در اینجا بود که خیاطی رو یاد گرفت.

صومعه آبزین
نمایی از صومعه Aubazine

بعد از 18 سالگی، وقت این رسیده بود که یتیم‌خونه رو ترک کنه. 6سال خیاطی در صومعه باعث شد، بتونه به عنوان خیاط، در یک خیاط‌خونه مشغول به کار بشه. همچنین بصورت پاره‌وقت توی کاباره خوانندگی می‌کرد و درآمدش رو پس انداز می‌کرد.

در همان زمان هم بود که اسم «کوکو» روی اون گذاشته شد. چون اغلب آهنگی به اسم  “Who has seen the coco” یعنی (کسی که کوکو رو دیده) رو می‌خوند. بعضی ها هم عقیده دارند که اسم coco از شعرهای دیگه‌ای گرفته شده یا به تقلید از کلمه فرانسوی کوکوت (cocotte) بوده. (به معنای زنی که رابطه طولانی مدت و عاشقانه با مردی داره که هیچوقت باهاش ازدواج نمیکنه)

شروع به کار کوکو شنل

شروع به کار او بصورت جدی با طراحی کلاه بود. هرچند اوایل، به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد. اما کمی بعد به یک سرمایه‌گذاری مهم تبدیل شد. بخاطر همین در سال 1910 به عنوان کلاه‌دوز کارش رو شروع کرد. بعد هم بوتیکی به اسم «Chanel Modes» در پاریس افتتاح کرد، که در اون فقط کلاه می‌فروخت و هنوز هم پابرجاست.

هنر کلاه‌سازی شنل، باعث معروف شدن کوکو شد. با به چشم اومدن هنر کوکو گابریله دوریا (Gabrielle Doriat) که بازیگر تئاتر بود (سال 1912)، توجهش جلب شد و به عنوان مدل با کوکو همکاری می‌کرد.

کوکو شنل در سال 1913با سرمایه‌گذاری آرتور کپل (Arthur Capel) در دویل (Deauville) بوتیک دیگری باز کرد. در اون بوتیک علاوه بر کلاه، لباس‌های ساده و لوکسی مثل ژاکت، پلیور و بلوز‌های ملوانی فروخته می‌شد. این لباس‌ها مناسب پوشیدن در اوقات فراغت و ورزش بودند.

بخاطر سرمایه‌ی اولیه به نسبت کم، برای دوختن لباس‌ها از پارچه‌های ارزانی مثل تریکو و ژرسه که در اون زمان برای تولید لباس زیر مردانه به کار می‌رفتن، استفاده می‌کرد.

کوکو شنل مصمم شد موفقیتی که در Deauville بدست آورده رو دوباره تجربه کنه. بخاطر همین شعبه دیگه‌ای از بوتیک خودش رو در بیاریتز (Biarritz) در سال 1915 افتتاح کرد. این شعبه در مکانی که اغلب مغازه‌های دیگه قرار داشتن، نبود؛

این شعبه در کنار یه کازینو، در محله‌ای که اسپانیایی‌های جنگ‌زده در اون جا زندگی می‌کردند، بود. بعد از یک سال این شعبه چنان سودآور بود که کوکو شنل تونست سرمایه اصلی کَپِل رو کاملن برگردونه.

برند کوکو شنل
برند کوکو شنل شعبه بیاریتز

در سال 1918 شنل تونست ساختمان اولین بوتیک خودش رو بخره. این ساختمان در یکی از مُدخیز‌ترین محله‌های پاریس بود. 3 سال بعد اون رو بازگشایی کرد، اما این بار بجز کلاه، لباس و اکسسوری هم در اون به فروش می‌رسید. حتی بعد‌تر جواهرات و عطر هم به محصولاتش اضافه شد.

تا سال 1927 شنل صاحب پنج ساختمان در خیابان رو کامبون (Rue Cambon) شد. (از ساختمان 23 تا 31).

در بین این سال‌ها(1920) شنل توسط مدیر اپرای باله روس (Ballets Russes) با یک آهنگ‌ساز روسی، به نام ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) آشنا شد. شنل وقتی متوجه شد ایگور بعد از خارج شدن از شوروی به دنبال مکانی برای زندگی می‌گرده، او و خانواده‌اش رو به خونه جدیدش دعوت کرد و اجازه داد تا زمانی که محل مناسبی پیدا کنه، اونجا بمونه. همچنین هزینه ساخت قطعه Le Sacre du printemps(به معنی مراسم بهار) استراوینسکی رو هم به عهده گرفت تا بتونه کمک بیشتری به او بکنه.

کوکو برای تولید نمایش رقصی که توسط سِرگِی دگیلف (Sergei Diaghilev) طراحی شد و رقاص اون واسلاو نیجینسکی (Vaslav Nijinsky) بود، طراحی لباس انجام داد. بعد از اون هم برای رقص اپرا‌های مختلفی مثل لتران بلو (Le Train blue) و اودیپ روآ (Oedipe Roi) و اورفی (Orphée) طراحی لباس انجام داد.

طراحی لباس کوکو شنل
واسلاو نیجینسکی در نمایشی از سرگی دگیلف
طراحی لباس کوکو شنل برای فیلم
بازیگران لتران بلو با لباس برند کوکو شنل

عطر کوکو شنل

بعد از آشنا شدن با پیر ورتایمر (Pierre Wertheimer)، در سال 1924 با برادران ورتایمر، پاول و پیر، که از سال 1917 در هیئت مدیره شرکت لوازم آرایشی و عطر بورژوآ (Bourjois) بودن، قردادی بست تا در فروشگاه‌های خودشون عطر Chanel No5 رو بفروشند.

عطر کوکو شنل

اون‌ها به طور مشترک خط تولید Perfumes Chanel رو راه اندازی کردن. برادران ورتایمر متعهد شدند تا سرمایه لازم برای تولید، بازاریابی و توزیع این عطر رو تهیه کنند و در عوض 70 درصد سود حاصل از فروشش رو بردارن. 20 درصد هم به تئوفیل بادر (Teophile Bader)، واسطه آشنایی شنل و پیر می‌رسید. در نهایت از سود فروش این عطر، فقط 10 درصد به خود شنل تعلق میگرفت.

بیشتر از 20 سال طول کشید تا شنل تونست کنترل تولید Perfumes Chanel رو بطور کامل بدست بگیره. بعدتر شنل، پیر رو راهزن خطاب کرد.

دوستی کوکو شنل با میسیا سرت (Misia Sert)

در این سال‌ها بود کوکو شنل که با میسیا سرت (همسر جوزف ماریا سرت، نقاش اسپانیایی) که یکی از نوابغ بوهمین فرانسوی هم بود، آشنا شد. بین کوکو و میسیا دوستی عمیقی شکل گرفت؛ چون هر دو در صومعه بزرگ شده بودن و به چیز‌های مشترک علاقه داشتند

همین باعث میشد، دائم همدیگه رو برای کارها و علایق‌شون تشویق می‌کردند. کم کم شنل توسط میسیا سرت به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد و تا آخر عمر روزانه مورفین مصرف می‌کرد.

میسا سرت
میسا سرت

ورود به طبقه اشراف

درسال 1923 ورا بِیت لَمباردی (Vera Bate Lombardi)، موجب ورود کوکو شنل به بالاترین طبقه اشرافی انگلیس شد. در این سال کوکو به دوک ثروتمند وستمینستر، Hugh Richard Arthur Grosvenor، معرفی شد. این آغاز رابطه احساسی ده ساله بین او و شنل بود. او به شنل جواهرات عجیب و آثار هنری ارزشمند و خانه‌ای در لندن، در محله مِیفِر (Mayfair) هدیه داد.

زندگی نامه کوکو شنل
عکسی از شنل(چپ) و لمباردی(راست) در کنار هم
زندگی شخصی کوکو شنل
دوک وستمینیتر

ریچارد ضد یهود بود و همین هم باعث شد انزجار ذاتی شنل نسبت به یهودی‌ها تشدید بشه. درسال 1927 ریچارد قسمتی از زمین‌های خودش رو که در ناحیه ساحلی فرانسه خریده بود به کوکو بخشید.

شنل هم یک ویلا در اون زمین ساخت و اسمش رو لاپازا (Lapausa) گذاشت و معمار رابرت استریتز (Robert Streitz) رو برای این کار استخدام کرد. رابرت هم با الهام از Aubazine، همون یتیم‌خونه‌ای که کوکو دوران کودکی رو در اونجا گذرونده بود، راه‌پله و ایوان این ویلا رو طراحی کرد.

زندگی نامه کوکو شنل
نمایی از ویلای لاپازا

وقتی که از شنل پرسیدند چرا با دوک وستمینستر ازدواج نمی‌کنه گفت:«وستمینسر دوشس‌های زیادی داره، اما فقط یک شنل وجود داره.»

طراحی لباس کوکو شنل برای هالیوود

در سال 1931 در شهر مونت کارلو با ساموئل گلدوین (Samuel Goldwyn) آشنا شد. ساموئل پیشنهاد داد که شنل رو به هالیوود می‌بره تا برای فیلم‌ها طراحی لباس انجام بده و در مقابل چند میلیون دلار از شنل می‌گیره. با این کار شنل وارد استودیو فیلم‌سازی «مترو گلدن مایر» میشد و این برای شنل پیشنهاد وسوسه‌انگیزی بود.

کوکو شنل مسیر بین کالیفرنیا تا نیویورک رو با قطار سفید و تجملاتی طی کرد و در همون قطار هم با مجله “Colliers” مصاحبه کرد (سال 1932) و در مصاحبه گفت: «قبول کردم که به هالیوود بیام تا ببینم تصاویر چه پیش‌کشی برای من دارند و من چه چیز به تصاویر خواهم داد.»

کوکو در سال 1931 فیلم امشب یا هرگز(Tonight or never) برای گلوریا سوانسن (Gloria Swanson) و در فیلم The Greeks had a word for them برای اینا کلیر (Ina Claire) لباس طراحی کرد. همین هم باعث شد دو بازیگر که یکی گرتا گاربو (Greta Garbo) و دیگری مارلن دیتریچ (Marlene Dietrich) بودند، به مشتری‌های خصوصی شنل تبدیل بشن.

زندگی شخصی کوکو شنل
کوکو شنل (راست) در کنار اینا کلیر (چپ)
طراحی های لباس کوکو شنل
گلوریا سوانسن در فیلم امشب یا هرگز با لباس کوکو شنل

اما کار کردن با فیلم‌سازان آمریکایی شنل رو از فیلم‌سازی هالیوود متنفر و نسبت به فرهنگ فیلم‌سازی جهان بی‌میل کرد. شنل در مصاحبه‌ای کار اون‌ها رو بچگانه توصیف کرد. نظر شنل این بود که هالیوود پایتخت بی‌سلیقگی‌هاست و مبتذل است.

متفکران نیویورکی معتقد بودند که شنل هالیوود رو به خاطر این ترک کرد که به او گفته بودند لباس‌هایی که طراحی می‌کنه، به اندازه کافی تاثیرگذار نیستند. چون او کاری می‌کنه که یک زن، شبیه یک زن به نظر بیاد. در حالی که هالیوود می‌خواد یک زن رو به جای دو زن نشون بده.

بعد از اون طراح لباس چند تا از فیلم‌های فرانسوی شد. مثل فیلم لارگله دو ژو (La Règle du Jeu) به کارگردانی ژون رنوآر (Jean Renoir).

زندگی شخصی کوکو شنل

کوکو شنل معشوقه چندین مرد تاثیرگذار در زمان خودش بود؛ ولی هیچوقت ازدواج نکرد. بجز دوک وستمینستر، روابط جدی با شاعر فرانسوی پیر ریوردی (Pierre Reverdy) و تصویرساز و طراح پائول ایریب(Paul Iribe) داشت.

با این که در سال 1926 رابطه خودش رو با ریوردی تموم کرد، اما دوستی بین اون‌ها تا 40 سال بعد حفظ شد. بدیهیه که داستان‌هایی که به شنل نسبت داده می‌شد و در نشریات به چاپ می‌رسید زیر نظر ریوردی بودند.

رابطه او و ایریب رابطه عمیق‌تری بود. تا زمانی که ایریب به طور ناگهانی در سال 1935 در تصادف جاده‌ای کشته شد. شنل و ایریب عقاید و اهداف مشترکی داشتن.

شنل تامین مالی ماهنامه‌‌ی له‌تیمون(به معنی شاهد) (Le Témoin) که توسط ایریب اداره میشد به عهده گرفت. در این مجله ترس از خارجی‌ها، تشویق به ضد یهود‌گری ترویج می‌شد. البته یکسال بعد به دلیل همین موارد نژادپرستانه نشر مجله متوقف شد.

زندگی شخصی کوکو شنل
پاور اریب

رقابت با اسکیاپارلی Schiaparelli

تا سال 1935، مد لباس‌های شنل یک پروژه تجاری سودآور شده بود، به طوری که 4000 نفر برای شنل کار می‌کردن. در این دهه، جایگاه شنل در تولید اوت‌کوتور‌‌ها تثبیت شده بود؛ اما تیپ پسرانه و دامن‌های کوتاه دهه 20 کم‌کم ناپدید می‌شدن و از مد می‌افتادن.

از طرفی شنل برای ستاره‌های سینمایی که موفق نمی‌شدند، طراحی لباس انجام می‌داد؛ همین ها باعث شد که طراحی‌های شنل تحت شعاع طراحی‌های رقیب برتر خود، یعنی السا اسکیاپارلی قرار بگیره. السا طراحی‌های خودش رو به سبک سورئالیسم انجام می‌داد که باعث تحسین منتقدان و ایجاد شور و شوق در دنیای مد شد.

بیوگرافی کامل کوکو شنل

کوکو شنل احساس این که داره از سبک پیشروی خودش دور میشه، باعث شد که شنل با ژین ککتو (Jean Cocteau) در تئاتری به نام  اودیپس رکس (Oedipus Rex) همکاری کند. لباس‌هایی که برای این تئاتر طراحی کرد، به شدت مورد تمسخر قرار گرفت. «بازیگران طوری باندپیچی شدند که شبیه به مومیایی‌ها و یا قربانی‌های تصادف وحشتناکی هستند.»

طراحی های کوکو شنل

کوکو شنل و جنگ جهانی دوم

در سال 1939 با شروع جنگ جهانی دوم، شنل فروشگاه خودش و خیاط‌خونه‌ای که در خیابان کامبون قرار داشت رو بست. بخاطر همین 4000 زنی که استخدام کرده بود شغل‌های خودشون رو از دست دادن.

بستن خیاط‌خونه اقدامی بود که موقعیت واضح شنل رو در دیدگاه سیاسیش تثبیت می‌کرد. ضدیهودی بودن شنل، به نظر میرسه که بخاطر زندگی در صومعه و آشنایی با نخبگان سیاسی تشدید شده بود. شنل معتقد بود که یهودیان بخاطر حکومت بلشویکی، تهدیدی برای اروپا هستند.

در خلال کارهای شنل با دوک وستمیستر در دهه 30، استایلش شروع به نمایش دادن احساستش کرد. ناتوانی او در بازسازی لباس مشکی کوتاه، نشانه از همین واقعیت بود. پس شروع به طراحی با شعار «هر چه کمتر، بهتر» کرد.

فعالیت کوکو شنل به عنوان مامور نازی

روزنامه نگار آمریکایی، هاد وان (Hod Vaughan)، معتقد بود که شنل از سال 1941 با ژنرال والتر اسکلنبرگ (Walter Schellenberg) که یکی از فرمانده‌هان نازی بود همکاری می‌کرد. در پایان جنگ از طرف دادگاه ارتشی نورمبرگ به 6 سال حبس، به خاطر ارتکاب جنایات جنگی شد.

ژنرال والتر در سال 1951 بعد از آزاد شدن مبتلا به یک بیماری کبدی غیرقابل درمان شد. هزینه درمان او و زندگی زن و فرزندانش رو تمامن شنل به عهده گرفت و هزینه دفن او رو هم پس از مرگش تقبل کرد.

سوءظن‌ها به شنل وقتی آغاز شد، که تانک‌های آلمانی وارد فرانسه شدن. شنل فورن در هتل ریتز (Ritz) که به عنوان پایگاه ارتش آلمان استفاده می‌شد، پناهنده شد. در همین هتل هم عاشق باورن هانس گانتر ون دینکلاگ (Baron Hans Günther Von Dincklage) شد. بارون برای سفارتخونه آلمان کار می‌کرد.

زمان رهایی فرانسه در سال 1944، شنل یادداشتی روی شیشه مغازه خودش چسبوند. در اون نوشته شده بود: «Chanel No5 برای تمامی سربازان ارتش مجانی است.». بعد از این کار، چون به عنوان جاسوس نازی‌ها متهم نشه، به سوییس فرار کرد.

البته بعدتر، در سپتامبر 1944، توسط کمیته آزاد فرانسه (The Epuration) مورد بازجویی قرار گرفت؛ اما چون نتونستن مدرکی پیدا کنن که نشون بده شنل با اون‌ها همکاری داشته، مجبور شدن آزادش کنند. بر اساس گفته‌های خواهرزاده شنل، وقتی به خانه برگشت، گفته بود که: «چرچیل من رو آزاد کرد.»

دوستی شنل و چرچیل به زمانی برمی‌گرده که شنل با دوک وستمینستر رابطه عاطفی داشت و از طریق او با چرچیل آشنا شد. مداخله‌های چرچیل در پایان جنگ، مانع از مجازات شنل برای جاسوسی شد و در نهایت میراثش رو نجات داد.

بازگشت کوکو شنل

بعد از جنگ جهانی دوم و اتفاقاتی که در اون زمان برای کوکو افتاد، در سال 1945 به سوییس نقل مکان کرد. شنل ویلای خودش رو به امری رِوِس (Emery Revés) که ناشر و مترجم بود، فروخت. پنج اتاق از این ویلا، توسط موزه هنر دالاس به کالکشن خانه هنر روس تغییر پیدا کرد. در این موزه، بعضی وسایل شنل مثل مبلمانی که متعلق به او بود نگهداری میشه.

بیوگرافی کوکو شنل

در دوره بعد از جنگ، نظریه «نگاه نو» کریستین دیور، با استقبال زیادی مواجه شده بود؛ اما شنل دامن‌های پف دار، ژاکت‌های سنگین، گن‌های سفت دور کمر و سوتین‌های لایه‌دار کریستین دیور رو برای زنانِ آزادی که در طی جنگ نقش‌های فعال اجتماعی رو پذیرفته بودند، مناسب نمی‌دونست. بنابراین، با بیش از 70سال سن، با این که خیاط‌خونه رو برای 15 سال تعطیل کرده بود، احساس کرد زمان مناسبیه برای این که به دنیای مد برگرده.

برند کوکو شنل
نمونه‌ای از طراحی‌های کریستین دیور

احیای مجدد خیاط‌خونه در سال 1954 با سرمایه‌گذاری کامل پیر ورثیمر که در عطرسازی رقیب شنل بود، صورت گرفت. وقتی شنل از کالکشن بازگشت خودش رو نمایی کرد، مطبوعات فرانسوی این رو احتیاط ناشی از همکاری‌های شنل در طول جنگ دونستند. همین باعث شد، در مورد کالکشن شنل بحث و مجادله پیش بیاد. مطبوعات انگلیسی و آمریکایی این اتفاق رو به عنوان یک «پیشرفت غیر منتظره» به حساب آوردن که مد و جوانی رو در کنار هم قرار داده.

شنل در این کالکشن، نمونه‌های قدیمی رو به شکل امروزی‌تر درآورد و طرح‌های فاستونی و راه‌راه مردانه رو بازسازی کرد. کت‌ودامن‌هایی طراحی کرد که دامن‌هاشون کوتاه بود و کت‌ها یقه یقه نداشتن. کت‌ودامن‌ها رو با نوار‌ها و دکمه‌های طلایی تزیین کرد. روی کت‌ها هم جیب‌هایی دوخته شده بود که جنبه کاربردی داشت.

بعد از این کم‌کم شنل کیف‌ها و جواهرات و کفش‌های زنانه جدیدی رو به بازار عرضه کرد. اتفاقن این طرح‌ها خیلی مورد استقبال قرار گرفت و باعث شد پای افراد ثروتمند و مشهور دوباره به فروشگاه‌های کوکو شنل باز بشه.

مرگ کوکو شنل

در سال 1971 وقتی که در حال کار کردن روی کاتالوگ بهاره بود، در 9 جولای، بعد از یک رانندگی طولانی احساس مریضی کرد. اون شب، از شب‌های دیگه زودتر به رختخواب رفت و روز بعد در هتل Ritz دیگه هیچوقت از خواب بیدار نشد.

مراسم ختم کوکو در یک کلیسای کاتولیک در پاریس برگذار شد. مدل‌هایی که برای برند کوکو شنل کار میکردن در ردیف اول نشسته بودن و تابوت کوکو با گل‌های سفید تزیین شده بود.

مراسم فوت کوکو شنل

کوکو شنل به عنوان یک چهره برجسته در طراحی لباس‌های لوکس شناخته شده بود. الگوهای طراحی شنل بعد از مرگش هم بجا موند. وقتی شنل فوت کرد، بانوی اول فرانسه خانم پُمپیدو (Pompidou)، از او به عنوان یک قهرمان یاد کرد.

بیشتر اموالش به برادرزاده‌هاش رسید و بیشتر سهام شرکت و تجارتش هم امروزه در دست فرزندان آقای ورثیمر هست.

شنل طرح‌های خودش رو بر اساس راحتی و نیاز مشتری عملی می‌کرد و این برای همه پذیرفته شده بود. با کارهاش ثابت کرد که همه طراحان لباس باید علاوه بر زیبایی لباس به کاربردش هم توجه داشته باشن.

نگاه او به زن، به عنوان موجودی که می‌تونه فعال در اجتماع باشه، که همزمان می‌تونه جسور و در عین حال باوقار باشه.

دیدگاه شنل، در دورانی که اغلب به زن به دید وسیله تفریح و دلبری نگاه می‌کردند و رنج‌هایی که برای پوشیدن لباس متحمل می‌شدند، عادی تلقی میشد، قابل تحسین هست. همین‌ها باعث شد که او تنها زن طراح مد در بین 100 طراح تاثیرگذار قرن 20ام، طبق نظر مجله تایمز باشه.

از این که انتها این نوشته جذاب رو خوندین سپاس‌گزارم. در مورد این نوشته نظرات‎تون رو بنویسید. حالا می‌خوام ازتون دعوت کنم که نوشته‌ی جیانی ورساچه رو بخونید. طراحی که خیلی به روم باستان علاقه داشت.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *